مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
996
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - أو را در جلو چشم بانوان حرم امامت در حالي كه مادرش در جلو خيمه ايستاده بود 1 ، حرمله به گلويش با تير زد وآن موقع أحوال بانوان عصمت ومخدرات حرم امام عليه السلام چهقدر دگرگون شده [ است ] وچه حال مىشوند ، خدا مىداند . أبو الفرج أصفهاني ( چنانچه مسنداً نقل كرده ) گويد : « امام حسين عليه السلام غلامي را خواست واورا در بغل خود نشانيد وعقبة بن بشير تيرى انداخت واورا ذبح كرد . » از اين تعبير أبو الفرج وهمچنين از تعبيرات بزرگان مانند شيخ مفيد رحمه الله كه فرموده [ است ] : « وأجلسه في حجره » ( ص 254 ، ارشاد ) ظاهر است كه آن طفل را امام عليه السلام در حجر خود نشانيده ودور از اعتبار عادى است كه نوزاد در بغل انسان بنشيند . چنانچه نقل خواهد شد ، لابد بايد بر حسب عادى ، سن طفل قدرى بزرگتر باشد تا امام عليه السلام اورا در حجر مبارك خود بنشاند . شيخ مفيد رحمه الله فرموده [ است ] : امام عليه السلام جنازهء عبداللَّه را آورد ونزد جنازههاى شهدا از أهل بيتش گذاشت وگفت : « ثمّ حمله حتّى وضعه مع قتلى أهل بيته » 2 . وعبداللَّه رضيع كه تير به گلويش [ خورده ] ، در جلو چشم مخدرات خاندان عصمت ومادرش رباب نشسته بود وتير اورا ذبح كرده بود . امام عليه السلام اورا به خواهرش زينب كبرى داد وسپس دو كف مبارك خود را از خون طفل پر كرد وبه طرف آسمان انداخت . چنانچه در « لهوف » است ويا به قول ديگر ، به زمين ريخته است ؛ چنانچه در « ارشاد » شيخ مفيد رحمه الله و « تاريخ طبري » است . وسيد رحمه الله در « لهوف » فرموده [ است ] : امام عليه السلام مصارع جوانان واحبهء خود را ديد وندا فرمود : « آيا معينى است كه به ما كمك كند ؟ ! » وفرموده است : « فارتفعت أصوات النّساء بالعويل ، فتقدّم إلى باب الخيمة وقال لزينب عليها السلام : ناوليني ولدي الصّغير حتّى أودِّعه ، فأخذه وأهوى إليه ليُقبِّله ، فرماه حرملة بن كاهل بسهم ، فوقع في نحره ، فذبحه ، فقال لزينب : خذيه ، ثمّ تلقّى الدّم بكفّيه ، فلمّا امتلأتا رمى بالدّم نحو السّماء ، ثمّ قال : هون عليَّ ما نزل بي إنّه بعين اللَّه تعالى » . قال الباقر عليه السلام : فلم يسقط من ذلك الدّم قطرة إلى الأرض . لهوف ، ص 66 ، ط صيدا . امام عليه السلام كه هر دو كف مبارك را پر از خون طفل فرموده بود ، بعد از آن كه اورا به خواهرش داد وأو طفل را از امام عليه السلام گرفت ، پس از آن هر دو كف را پر از خون كرد وبه آسمان انداخت . چنانچه اعتبار وعادت هم آن را مىرساند ، اگر طفل در حالي كه در بالاى دستهاى امام عليه السلام بوده [ است ] ، هر دو كف را نمىتواند پر از خون نمايد وطفل را هم نگاه دارد ؛ مگر يك كف را پر نمايد وپر كردن هر دو كف شاهد آن است كه بعد از دادن طفل به خواهرش زينب كبرى عليها السلام اين كار را عملي فرموده است . چنانچه صريح عبارت سيد رحمه الله در لهوف است ونقل شد . ودر عبارت شيخ مفيد رحمه الله در « ارشاد » وسيد رحمه الله در « لهوف » ذكرى از عطش طفل « عبداللَّه رضيع » -